درباره وبلاگ

به وبلاگ ترنم کزازی خوش آمدید
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
ترنم کزازی
سه‌شنبه 01 مرداد 1392 :: 13:09 ::  نويسنده : taranomkazazi       

اگه من هنوز ازدواج نکردم ..
تقصیر جوش های صورتمه که کسی از من خوشش نمی آید
تقصیر ساعت کاریمه که صبح خروس خون می روم
و بوق سگ می آیم و شانس دیده شدن را از دست میدم
تقصیر باباست که انقدر پول نداره تا چشم مردم در بیاد
تقصیر پسر عمومه که نفهمید عقد دختر عمو و پسر عمو رو تو آسمون بستن
تقصیر استادمونه که جلوی همه به من ابراز علاقه کرد
و باعث شد دیگه کسی جرات نکنه از من خواستگاری کنه
ادامه دارد.....



سه‌شنبه 01 مرداد 1392 :: 13:07 ::  نويسنده : taranomkazazi       

کدام قسمت از صورتتان جوش می‌زند؟!

 

کدام قسمت از صورتتان جوش می‌زند؟!

 

هر جوش یا لکه در منطقه ای از پوست حاکی از بروز یک بیماری یا مشکل در ناحیه خاصی از بدن است. بنابر این با این نقشه می توانید علت آن را دریابید و برای رفع بیماری خود در زمانی مناسب قدم بردارید.

 

طب سوزنی در مناطق آسیایی طرفداران فراوانی دارد. این طب که یک طب سنتی است و خواستگاه اصلی آن کشور چین بوده، تا کنون بار ها از لحاظ علمی نیز موفقیت های بسیاری به منظور درمان بیماری های مزمن بدست آورده است.

 

اطباء با تجربه این طب معتقدند اینکه هر یک از جوش های صورت در کدام منطقه از صورت به وجود می آیند نشان دهنده وجود مشکل در یکی از اندام های بدن است و از طریق طب سوزنی به راحتی می توان این مشکل که خود را از طریق یک جوش نشان داده حل کرد و شاهد عود یک بیماری نبود.

 

موسسه طب سنتی چین اقدام به طراحی و چاپ یک نقشه از صورت انسان کرده و در حال حاضر می توان این نقشه را در بسیاری از کلینیک های پوست و زیبایی مشاهده کرد.

 

هر جوش یا لکه در منطقه ای از پوست حاکی از بروز یک بیماری یا مشکل در ناحیه خاصی از بدن است. بنابر این با این نقشه می توانید علت آن را دریابید و برای رفع بیماری خود در زمانی مناسب قدم بردارید.

 

 

۱و۲: دستگاه گوارش- برای رفع این مشکل باید غذاهای فرآوری شده کمتری مصرف کنید و همچنین از خوردن غذاهای آماده (فست فود ها) بپرهیزید. میزان چربی را در رژیم غذایی خود کاهش دهید. آب بیشتر بنوشید و غذاهای خنک کننده همچون خیار را بیشتر بخورید.

  

۳: کبد- جوش یا لک در این ناحیه از صورت نشان دهنده مصرف الکل، مواد غذایی چرب یا لبنیات است. این منطقه همچنین حساسیت غذایی را نشان می دهد لذا بهتر است به مواد تشکیل دهنده آنچه که می خورید نگاهی بیاندازید. برای رفع این مشکلات بهتر است روزی ۳۰ دقیقه ورزش سبک انجام دهید و خواب کافی داشته باشید تا کبد شما استراحت کند.

 

 

۴و۵: کلیه ها- هر لکه یا جوشس در اطراف چشم و حتی سیاهی دور چشم نشان دهنده کم آبی بدن است، پس بیشتر آب بنوشید!

 

۶: قلب- اگر در این منطقه جوش یا لک دارید فشار خون خود را چک کنید، همچنین ویتامین B بدنتان کم است. مصرف غذاهای تند، گوشت و چربی را از رژیم غذاییتان حذف کنید. از آنجایی که این منطقه مستعد باز شدن منافذ پوست است، مطمئن شوید تاریخ انقضاء لوازم آرایشتان نگذشته باشد.

 

۷و۸: کلیه- باز هم، بنوشید، مصرف نوشیدنی های گازدار، قهوه و الکل را قطع کنید چرا که باعث از دست دادن آب بدنتان می شود.

 ۹و۱۰: سیستم تنفسی- آیا سیگار می کشید، آلرژی دارید؟ در مناطق آلوده رفت و آمد می کنید؟ اگر هیچکدام از این ها نیست، خوراکی های با طبع گرم را نخورید، کمتر قند مصرف کنید و مدتی در هوای تازه و سالم قدم بزنید. همچنین جوش و لک در این ناحیه نشان دهنده این است که بدن شما قلیایی است، لذا از خوردن مواد غذایی اسیدی همچون گوشت، لبنیات، الکل، کافئین و شکر اجتناب کنید. به جای آن سبزیجات و آب را بیش از پیش در برنامه روزانه تان قرار دهید. یکی دیگر از مسائلی که باعث جوش و لک در این منطقه می شود، استفاده از تلفن همراه آلوده یا بالش آلوده است.

 

۱۱و ۱۲: هورمون- جوش و لک در این منطقه نشان دهنده استرس و تغییرات هورمونی است. گاهی هر دو این تغییرات اجتناب ناپذیرند، لذا با خواب کافی، نوشیدن آب به اندازه زیاد، خوردن سبزیجات برگدار و پاکیزه نگاه داشتن پوست این اثر را به حداقل برسانید.

 

۱۳: معده- بیشتر فیبر مصر کنید و با نوشیدن چای گیاهی سم را از بدنتان بزدائید.

 

۱۴: بیماری- جوش و لکه در این ناحیه نشان دهنده این است که بدنتان برای مبارزه با ویروس ها و باکتری ها تقلا می کند. با مراجعه به دکتر برای مطمئن شدن از مشکل و اینکه آیا بدنتان دچار عفونت شده یا نه به این مشکل پایان دهید، همچنین با خواب کافی، تنفس عمیق، نوشیدن آب فراوان زود تر بهبود خواهید یافت.

 

بنابر این اگه دفعه بعد جوش یا لکی در صورت خود مشاهده کردید به این نقشه مراجعه کنید و در اسرع وقت بیماری خود را برطرف کنید.

 

البته ذکر این نکته خالی از لطف نیست که گاهی برخی از جوشها تنها به دلیل مواد غذایی با طبع گرم به وجود می آیند، برای مثال همیشه هم جوش زدن در ناحیه میان دو ابرو نشان دهنده بیماری کبدی نیست.



چهارشنبه 19 تیر 1392 :: 11:07 ::  نويسنده : taranomkazazi       
کتابی کاربردی برای سخن گفتن به شیوه کزازی/ اسم پارسی کزازی برای شهری در آلمان

«فرهنگ پارسی» در واقع یک فرهنگ لغت از واژه‌هایی است که میرجلال الدین کزازی در سخنان و متونش از آنها استفاده می‌کند.

خبرگزاری فارس: کتابی کاربردی برای سخن گفتن به شیوه کزازی/ اسم پارسی کزازی برای شهری در آلمان
 

 

خبرگزاری فارس- گروه کتاب و ادبیات: میرجلال الدین کزازی کسی است که در ادبیات امروز ما به متفاوت سخن گفتن شهره است و در کلام و نوشتارش از کلمه‌ها و افعالی استفاده می‌کند که گاه فهمیدن معناهای آنها دشوار است.

کتاب «فرهنگ پارسی» یکی از جدیدترین کتاب‌هایی است که انتشارات معین آن را وارد بازار نشر کرده است. این کتاب که خبر انتشارش کمی تعجب برانگیز بود، در واقع یک فرهنگ لغت از واژه‌هایی است که میرجلال الدین کزازی در سخنان و متونش استفاده می‌کند و در تشریح این فرهنگ پارسی که به کوشش سیمین جلالی منتشر شده‌است، آمده است: بر پایه واژگان نژاده و ناب برساخته و در پیش نهاده و به کار گرفته دکتر میرجلال الدین کزازی.

این واژه نامه که واژه نامه‌ای دو سویه است یعنی هم معنای واژه‌های کزازی در آن آمده است و هم برگردان کلمه‌هایی که ما در زبان روزمره از آن استفاده می‌کنیم در دایره واژگانی کزازی، دستاورد نزدیک به 20 سال یادداشت برداری از نوشته‌های این استاد دانشگاه توسط سیمین جلالی است.

در ابتدای این واژه نامه دو سویه ابتدا کلمه‌های ساخته و استفاده شده کزازی در نوشته‌هایش آمده و در مقابل آنها به قول نویسنده معادل تازی آن کلمه که امروز از آن استفاده می‌شود، آورده شده است و بعد یک یا دو نمونه از استفاده این واژه در متون کهن ما که بیشترشان از دیوان اشعار شاعران کهن وام گرفته شده‌اند، آورده شده است. هر چند بعضی از لغت‌های آورده شده در این بخش چندان ناآشنا و غریب نیستند، اما بعضی دیگر از کلمه‌ها و به خصوص واژگان ترکیبی که با استفاده از یک کلمه، کلمه‌های متفاوتی ساخته شده است، غریب به نظر می‌رسند.

**وقتی کزازی برای یک شهر در آلمان هم اسم پارسی می‌گذارد!

مثلا ابتدای این فرهنگ لغت با کلمه آب شروع شده است که در توضیح آن قسمتی از جلد یک نامه باستان نوشته دکتر کزازی در توضیح این کلمه آمده است: «بر پایه جهان‌بینی باستانی آب بکی از چهار آخشیجان است و پدیده‌های اینسری و گیتیگ از دو آخشیج آب و باد پدید آمده‌اند. ویژگی آب، سردی و تری است.»

و تعدادی از کلمه‌هایی که کزازی با آب ساخته است یا آنها را از میان متون کهن زنده کرده است، چنین است:

آب آسا (یعنی: روان، سیال)، آباد، آبادانی، آب پاشان (یعنی: جشن)، آب‌پیما (یعنی: کشتی)، آب‌جامه (یعنی: مایو)، آبخانه(یعنی: آکواریوم)، آبخانه (یعنی: مبال)، آبخوست(یعنی: جزیره)، آبخوستک (جزیره کوچک)، آبخوستگان (یعنی: مجمع الجزایر)، آبخوسته(یعنی: شبه جزیره)، آبدان (یعنی: حوض)، آبدژ (یعنی: واسربورگ، شهری در آلمان)!، آبدست(یعنی: چابک)، آب دندان (یعنی: ساده دل)، آب رساندن (یعنی: آغشتن)، آب شاخک (یعنی: خلیج کوچک) و...

در سوی دوم کتاب بیشتر کلمه‌هایی آمده است که از دیگر زبان‌ها و به خصوص زبان فرانسه وارد زبان فارسی امروز شده‌اند و مقابل هر یک از این کلمه‌ها برابرهای آنها در نوشته‌ها و زبان گفتاری کزازی  آمده است.

**نام هنری کزازی چیست؟

این فرهنگ لغت علاوه بر  تشریح واژه‌ها بخشی پایانی با نام ترفندهای ادبی (تشبیه، استعاره، مجاز، کنایه) دارد که در آن، بخشی از این ترفندها که در سروده‌های فردوسی، حافظ و دیگر شاعران به کار رفته است و کزازی در نوشته‌هایش آنها را گزارش داده، آمده است. همچنین نکته جالب دیگر در این کتاب این است که علاقه‌مندان هنر و ادب معاصر بدانند که جلال الدین کزازی یک نام هنری دارد و نام هنری او که در پای بعضی از شعرهایش نیز آمده است، «زروان» است.

برای پیدا کردن معنی این کلمه به فرهنگ پارسی رجوع کردیم اما معنایش را نیافتیم!

منابع و مآخذ این کتاب یا به قول نویسنده‌اش آبشخورهای این فرهنگ پارسی 40 کتاب کزازی و 2 مقاله از این نویسنده است که این فرهنگ 887 صفحه‌ای را ترتیب داده است.

کزازی در ابتدای این فرهنگ نیز با خوانندگان سخنی کوتاه گفته و نوشته است: «فرهنگ پارسی پاسخی است پایدار و شایان  به نیازی فرهنگی و ادبی؛ نیازی که که از دیرباز تا کنون بر آورده نشده بود. از افزون بر دو دهه پیش که من پارسی گرایی را پیگیر و بی گسست آغازیده‌ام و بدان دست یازیده‌ام که در گفتار و نوشتار از واژه‌های ناب و نژاده پارسی بهره ببرم، بسیاری از دوستان و باورمندان این زبان شورانگیز دلاویز که بر پایه آن دستان آشنای نغز، برآنند که شکر است و از هر زبان به گیتب، در شیوایی و دلارایی، در خنیاوری و جان پروری، خوشتر پایفشار و استوار از من در می‌خواستند که واژه‌های برساخته و نو پدیدی را گرد بیاورم و در فرهنگی بگنجانم و فراپیش خواستاران و دوستاران بنهم....»

**یک پیشنهاد خوب برای دانشجویان زبان فارسی

به هر حال این فرهنگ در بسیاری از موارد در پیشنهاد واژه‌های فارسی، کلمه‌هایی بس زیبا و گوش نواز با استفاده از ترکیب کلمه‌های ساده، پیشنهاد می‌کند که می‌توانند در فارسی امروز جایی باز کنند. اما کلمه‌های بسیاری نیز هستند که بسیار سنگین و دور از ذهن و زبان فارسی زبانان امروز به نظر می‌رسند و بعید است بتوانند باز به دایره واژگانی ایرانیان باز گردند. اما به هر حال این کتاب راهنمای خوبی است برای کسانی که می‌خواهند کتاب‌های کزازی را بخوانند و بفهمند. به خصوص دانشجویان زبان و ادبیات فارسی که بعضی از کتاب‌های این نویسنده جزء منابع درسیشان است!

انتشارات معین «فرهنگ پارسی» در 887 صفحه با قیمت 35هزار تومان منتشر کرده است. تلفن مرکز پخش این نشر 66961495 و66414230 است.



شنبه 15 تیر 1392 :: 11:23 ::  نويسنده : taranomkazazi       

 منم کـوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابِـل، شاه سومر و اَکَد، شاه چهار گوشه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ¦ نوه کورش، شاه بزرگ ¦ نبیره چیش‌پیش، شاه بزرگ¦

کورش، پادشاه بزرگ هخامنشی که به بیان برخی مفسرین از جمله علامه طباطبایی به احتمال زیاد همان ذوالقرنین پادشاه ستوده شده در قرآن- است، منشوری مکتوب از خود به یادگار گذاشته که هنوز نیز موجود است و به عنوان اولین منشور حقوق بشر جهان شناخته شده می شود. این منشور را با هم می خوانیم:

اینک که به یاری مزدا ، تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام می کنم :

که تا روزی که من زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد

دین و آیین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من ، دین و آئین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند .

من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد،

هر گز سلطنت خود را بر هیچ ملت تحمیل نخواهم کرد

و هر ملت آزاد است ، که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید

و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند، من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد .

من تا روزی که پادشاه ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،

کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد ، من حق وی را از ظالم خواهم گرفت

و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد .

از مزدا خواهانم ، که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند




یکشنبه 02 تیر 1392 :: 12:27 ::  نويسنده : taranomkazazi       

 ای عزیز سفر کرده، ای سرور عالمیان، ای رویای صادق

دوباره همه از تو می گویند و می شنوند مولا جان

شیرینی نام تو و شهد یادت به کامها می نشیند

دوباره طاقها برای نصرت تو قد علم می کنند

کاغذهای رنگی به شادباش تو در باد می رقصند

و دوباره همه ی دیوارهای شهر با سر انگشتان احساس چراغانی می شوند.

امّا... ای دستگیر واماندگان، ای دلگرمی بی پناهان

ای مأوای بال و پر شکستگان، ای چراغ راه گمگشتگان

ایکاش گفتن و شنودن از تو سهم همه ی ثانیه ها باشد

و یاد آوریت همه ی دقایق را پر کند و خدمت به تو انگیزه ی همه ی حرکتها شود

کاش سینه مان صندوق صدقه ای شود و قلبمان سکّه ای برای نذر سلامتت!

کاش دردمان همیشه با توسل به تو آرام گیرد و دستمان جز به دعا برای توسل به آسمان نرود

کاش انتظار تو زنگی باشد که از نافرمانیت بازمان دارد

کاش حال و هوای همیشه دلمان به رنگ نیمه ی شعبان باشد ...



چهارشنبه 01 خرداد 1392 :: 13:56 ::  نويسنده : taranomkazazi       

  آنقدر بخند که دلت درد بگیره!!
  بعد از اینکه از مسافرتــ برگشتی ببینی هزار تا نامه داری.
  به آهنگ مورد علاقه ات از رادیو گوش بدی
  از حموم که اومدی ببینی حوله ات گرمه!!
  آخرین امتحانت رو پاس کنی!!
  تو لباسی که در سال گذشته ازش استفاده نکردی پول پیدا کنی!!
  برای خودت تو ایینه شکلک در بیاری وبهش بخندی!!
  بدون دلیل بخندی........
  به طور تصادفی بشنوی یکی داره ازت تعریف میکنه....!
  از خواب پاشی و ببینی چند ساعت دیگه هم میتونی بخوابی!!
  دوستای جدید پیدا کنی!
  کسانی که دوسشون داری خوشحال ببینی....
  یکی رو داشته باشی که بدونی دوست داره!!!!!
  یادت بیاد که دوستات چه کارای خنده داری کردند و بخندی و بخندی و .....بازم بخندی.....

  اینا بهترین لحظه های زندگی هستن، قدروشون رو بدونیم.
    زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه یه مشکلی که باید حلش کرد. . .
  اگه زندگی صد دلیل واسه گریه کردن به تو نشون داد
    تو هزار دلیل برا خندیدن بهش نشون بده!!!



چهارشنبه 01 خرداد 1392 :: 13:42 ::  نويسنده : taranomkazazi       


خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود

یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
 


بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!

چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند

مگر از زندگی چه میخواهید
که در خدایی خدا یافت نمیشود؟
که به شیطان پناه میبرید؟
که در عشق یافت نمیشود
که به نفرت پناه میبرید؟
که در حقیقت یافت نمیشود
که به دروغ پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود
که به خلاف پناه میبرید؟
و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید
که انسانیت را پاس نمی دارید ؟


 



یکشنبه 08 اردیبهشت 1392 :: 14:28 ::  نويسنده : taranomkazazi       

 براستی کدام برترند ؟
دستی که گره ای رو باز کنه
یا چشمی که فقط ببینه و دلسوزی کنه ؟
 
وقتی خدا مشکلات تو رو حل می کنه
تو به توانایی های او ایمان داری
وقتی خدا مشکلاتت رو حل نمی کنه
او به توانایی های تو ایمان داره . . .
 
فقیر برای سیر کردن شکمش در عذاب است
و ثروتمند برای معالجه ناراحتی . . .
(بنجامین فرانکلین)
 
بهترین آدمهای زندگی شما آنهایی هستند
که چایتان پیش هم یخ کرده است . . . !
 
برای هر مشکلی راهی است هر چند کوتاه
و برای هر راهی مشکلی است هر چند کوچک . . .
 
دردهایت را دورت نچین تا دیوار شوند
زیر پایت بگذار تا پله شوند . . .
 
مرد باشی یا زن ، مرگ تمام ات میکند
انسان باش تا جاودانه زندگی کنی . . .
 
نگرانی مشکلات فردا را دور نمی کند
بلکه تنها آرامش امروز را دور میکند . . .
 
مادر و پدرای خیلی سختگیر ، بهترین دروغگو ها رو تحویل جامعه میدن
 
در “انتخاب واحد” زندگی ، “صداقت” پیش نیاز همه درسهاست . . .
 
دو گرسنه هرگز سیر نمیشوند، گرسنه علم و گرسنه مال . . .
 
آدمهایی که بارها و بارها شما را می آزارند مانند کاغذ سمباده هستند
آنها شما را می خراشند و آزار می دهند
اما در نهایت شما صیقلی و براق خواهید شد و آنها مستهلک و فرسوده . . .
 
قدر چیزی را که داری بدان
قبل از اینکه زمان به تو یادآوری کند :
باید قدر چیزی را که داشتی می دانستی . . .
 
عاقل همان کاری را ابتدا انجام می دهد که نادان در آخر . . .
 
امیر المومنین، امام على (ع) :
«تباهی و هلاکت اندیشه ها»، غالبا تحت تاثیر «برق طمع ها» است . . .
 
شجاع باش
حتی اگر نیستی وانمود کن که هستی
هیچکس نمی تواند تفاوت بین این دو را تشخیص دهد . . .
(جکسن براون)
 
چه دوستم داشته باشی و چه از من متنفر باشی
در هر صورت بهم لطف میکنی
چون اگه دوستم داشته باشی تو قلبت هستم
و اگه ازم متنفر باشی تو ذهنتم
(شکسپیر)
 
گلایه ها عیبی ندارد ، کنایه هاست که ویران می کند . . .
 
زندگی مانند بازی شطرنج است، قبل از حرکت کاملاً فکر کنید . . .
 
تنها مسابقه ای است که هیچگاه برنده ای نداشته است
فرار از مشکلات را می گویم . . .
 
«سرباز جوان! یک دوست ، در واقع دشمنیه که هنوز حمله نکرده.»
(اسکیپر / پنگوئن های ماداگاسکار)
 
انـــــسان ها
بـه نــسـبت هــر ظـرفـیـتی کـه بــرای کــسب تـجربه دارنـد عـاقـلند
نـه بـه نـــسبـت تـــجـاربی کـه انــدوختـه انـد . . .
 
دردا که اسیر ننگ و نامیم هنوز
در گفت و شنید خاص و عامیم هنوز
شد عمر تمام و ناتمامیم هنوز
صد بار بسوختیم و خامیم هنوز . . .
 
آنچه که به پرودگارت مدیونی تنها دوست داشتن دیگران است . . .
(لاکوردر)
 
از نزدیکی به کسی که قادر به حفظ اسرار و رموز زندگی خود نیست پرهیز نما . . .
(افلاطون)
 
فـــضـیلت انــسان
در نــگـهداشـتن حـــد وســط مــیان افــراط و تــفـریـط اســت . . .
 
قــــدر لـحـظـه ها را بـــدان
زمـــانـی مـی رســد کــه تــــو دیـــگـر قــــادر نـــیستی بــگـویـی :
” جــــبـــران مــی کـــنم “
 
بـــهتر اسـت انـــسان کــار صــحیـح انــجام دهــد
تــا کــار را بــه روش صــحـیـح انــجـام دهــد . . .
 
در مقابل یک فرد معلول با سرعت کم راه برید.
در مقابل مادری که فرزندش رو از دست داده بچه تون را نبوسید.
در مقابل یک فرد مجرد از عشقتون نَگید.
و خلاصه …
در برابر کسی که نداره از داشته هاتون مغرورانه حرف نزنید

 



دوشنبه 02 اردیبهشت 1392 :: 09:07 ::  نويسنده : taranomkazazi       

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد
            معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را
            ببلعد زيرا با وجود اينکه پستاندار عظيم‌الجثه‌اى است امّا حلق
            بسيار کوچکى دارد
            دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟
            معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را
            ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است
            دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى‌پرسم
            معلم گفت: اگر حضرت يونس به بهشت نرفته بود چى؟
            دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد


******************************
يک روز يک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى
مى‌کرد نگاه مى‌کرد
ناگهان متوجه چند تار موى سفيد در بين موهاى مادرش شد
از مادرش پرسيد: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفيده؟
مادرش گفت: هر وقت تو يک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوي، يکى از
موهايم سفيد مى‌شود
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفيد شده


******************************
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم
داشت همه بچه‌ها را تشويق مي‌کرد که دور هم جمع شوند
معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شديد به اين
عکس نگاه کنيد و بگوئيد : اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله
يکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده



    ******************************
    بچه‌ها درناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود
    که روى آن نوشته بود: فقط يکى برداريد. خدا ناظر شماست
    در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچه‌ها رويش نوشت: هر
    چند تا مى‌خواهيد برداريد! خدا مواظب سيب‌هاست



یکشنبه 04 فروردین 1392 :: 08:23 ::  نويسنده : taranomkazazi       

پنج دلیلی که نشان می‌دهد یا باید چیزی را قبول نکنیم، و یا باید به قول‌مان عمل کنیم:

کمال
برای من، انجام دادن آنچه که حرفش را می‌زنم، به معنی کمال و بی‌نقصی‌ام است. زمانی که بر سر حرفم نمی‌ایستم، احساسی بدی دارم. حرف من برای خودم ارزش دارد و من آن را سبک نمی‌گیرم. اما اگر شما حرفی می‌زنید یا قولی می‌دهید که برایتان ارزشی ندارد، باید علت را پیدا کنید.

اعتماد و اطمینان
من به افرادی که بر روی حرفشان نمی‌مانند اعتماد نمی‌کنم. اگر کسی چندین بار زیر حرفش بزند، آن موقع است که من می‌دانم فرد مورد نظر قابل اعتماد نیست. پس من علاقه‌ام را نسبت به اینگونه افراد از دست می‌دهم و حاضر نیستم وقتم را با آنها تلف کنم. در حالی که این موضوع ناراحت کننده است، به خودم قبولانده‌ام که آنها نمی‌توانند بر روی حرفی که می‌زنند بایستاند و آن را همانگونه که باید و شاید انجام دهند.

احترام به عهد
من دیگر برای افرادی که برای حرف خود ارزش قائل نیستند، احترامی قائل نمی‌شوم. زمانی‌که افراد به من می‌گویند کاری را انجام می‌دهند و از انجام آن سرباز می‌زنند، احساس بدی نسبت به آنها در درونم به وجود می‌آید. در ابتدای مسیر من به آنها یک راه گریز می‌دهم و فرض را بر این می‌گذارم که ممکن است مشکلی مانع از انجام کار توسط آنها شده است. اما در صورتی که وی کارش را بارها و بارها تکرار کند، من دیگر اعتمادم را به وی از دست خواهم داد و دیگر احترامی برای او قائل نمی‌شوم.
در صورتی که می‌خواهید دیگران به شما احترام بگذارند، زمانی بله بگویید که واقعا منظورتان بله است و زمانی نه بگویید که واقعا مظورتان نه باشد. مراقب باشید که ترس شما از تحت کنترل بودن و یا ناراحت شدن فرد مقابل بر روی اعتماد دیگران بر روی شما تاثیر بگذارد.

احترام به نفس
ما نمی‌توانیم زمانیکه دیگران را ناراحت می‌کنیم، احساس با ارزش بودن داشته باشیم. افرادی که حرف خود را انکار می‌کنند، ارزشی برای خود قائل نمی‌شوند و نمی‌توانند بی‌نقص رفتار کنند. آیا احساس تحت کنترل بودن بیشتر از ارزش شخصی خودتان ارزش دارد؟ آیا زمانی‌که نمی‌توانید به قولتان وفادار بمانید، شوخی می‌کنید که می‌توانید ارزش خودتان را نگه دارید؟ احترام به نفس، نتیجه رفتار محترمانه با خود و دیگران است.

قدرت شخصی
قدرت شخصی نتیجه رفتار کردن در راه‌هایی است که ما به آنها ارزش و بها می‌دهیم. در واقع مصداق اصطلاحی است که مرد سرش را از دست می‌دهد و اما زیر حرفش نمی‌زند. این اصطلاح ناشی از قدرت شخصی فرد می‌شود و نشان می‌دهد که فردی حاضر است تا سرحد مرگ پیش برود و اما درستی و تمامیتش را از دست ندهد. سعی کنید با خودتان برای نگهداری حرفتان صادق باشید و تا زمانی‌که نمی‌توانید سر حرفی بمانید، قولش را ندهید.



   
 
   
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران