|
درباره وبلاگ به وبلاگ ترنم کزازی خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
ترنم کزازی
سهشنبه 05 فروردین 1393 :: 09:14 :: نويسنده : taranomkazazi
به سلامتی پسری که داشت پاستیل میخورد
یهو یادش اومد عشقشم پاستیل دوست داره
از دهنش در اوورد گذاشت تو پاکتش تا ببره براش
*********************************
خوبى کتابخونه اینه که سکوتش جون میده براى مطالعه
ایراد کتابخونه اینه که سکوتش جون میده براى خوابیدن
*********************************
شما نیت به رژیم گرفتن بگیر
حتی دستگیره های یخچال هم خوشمزه به نظر میان !
*********************************
مورد داشتیم دختره تو گوگل سرچ کرده :
قیمت سرویس طلای دختر خالم
گوگل پاسخ داده :
دختر خالت گفته به کسی نگم
*********************************
به خدا خود این شرکتای تولید لوازم آرایشی هم راضی نیستن ملت اینقده آرایش کنن
اصلا سطح انتظاراتشون اینقد بالا نیست
*********************************
دیشب به یکی از دوستام اس ام اس دادم :
سلام بیداری ؟
جواب داده : آره بیدارم ، تو چی ؟
خدایا اگه خواستی دیوونه ها رو شفا بدی اینو بزار تو اولویت
*********************************
قانون نانوشته ویژه دخترها :
به محض اینکه لاک میزنی
بیشتر از هر وقت دیگه ای به دستات احتیاج پیدا میکنی !
*********************************
توجه :
اگر هنوز خانه ، ماشین و درآمد مناسب ندارید
نباید از عبارت «پول خوشبختی نمیاره» استفاده کنید.
دراین مورد شما به عنوان یک بدبخت ، حق زر زدن ندارید ! :))
*********************************
18+
.
.
.
.
.
.
.
به نام خدا
خدایا خودت بنده خودتو دیدى ، داره دنبال اس ام اس خاک برسرى میگرده
من دیگه مزاحم نمیشم ، ولى یه گناه به جمع گناهانش اضافه کن
یه ثوابیم به من بده کمکت کردم مچشو بگیرى ^.^
*********************************
اسکار بهترین فیلمنامه رو دادن به «مسیجتُ همین الان دیدم»
*********************************
مورد داشتیم دختره موقع رانندگی میخواسته کلاج بگیره
غرورش اجازه نداده گفته اون باید منو بگیره !
*********************************
همسایمون برای دخترش پرشیا صفر خریده O.o
فک کنم دیگه وقتشه از تنهایی درش بیارم ، سایه ام رو سرش باشه !
*********************************
ﺩﯾﺪﻥ ﺗﻮ ﺗﺒﻠﯿﻎ ﮔﻮﺷﯽ ﺟﯽ ﺍﻝ ﺍﯾﮑﺲ ﻣﯿﮕﻪ ﯾﻪ ﭘﻠﻪ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺗﻮ
ﺣﺎﻻ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﻣﺎ باید چرت و پرت ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﺷﯽ ﯾﻪ ﭘﻠﻪ ﺑﺎﻻﺗﺮ از اونه ! :))
*********************************
ﺑﻌﻀﯿﺎ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺯﯾﺮﺁﺑﯽ ﻣﯿﺮﻥ
ﮐﻪ ﻧﺼﻒ ﺯﯾﺮ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﻫﺎﯼ ﺍﺭﺗﺶ ﺳﺮﺥ
ﺑﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﺸﻮﻥ ﯾﻪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺭﻭ ﺁﺏ :|
*********************************
یعنی فقط می خوام دستم به این دوست دختر 2afmبرسه
چنان بزنمش صدای بز بده ، بدبخت2afm چقدر ازدستت مصیبت بکشه آخه !؟
برو از دوست دختر حامد پهلان و امید جهان یاد بگیر ، دارن میترکن از خوشی !
*********************************
یکی از دغدغه های زندگی من اینه که بدونم
قیافه ما آدما اون قیافهایه که تو آینه میبینیم
یا اون قیافه ایه که وقتی از خودمون عکس میگیرم میبینیم !
*********************************
ضد حال یعنی تو توالت باشی براتون مهمون بیاد
همینکه از توالت در اومدی با مهمونا چشم تو چشم بشی
و بدتر اینه که بخوای با دست خیس باهاشون دست هم بدی :|
*********************************
میدونستین ؟
مارها هربار مایع دستشویى میبینن بغض میکنن.
*********************************
تا ما 5 تومن خطمون رو شارژ میکنیم
ایرانسل کلی طرح و مسابقه میریزه همشو از چنگمون در بیاره :|
*********************************
من بد شانسیمو از همون دوران بچگی
که تخم مرغ رو کاشتم و بهش آب دادم ولی مرغ نشد فهمیدم !
*********************************
آخرین بارى که نظرم واسه کسى مهم بود به سالها پیش برمیگرده
که مادربزرگم ازم پرسید جاتُ اینجا بندازم یا اون اتاق :|
*********************************
وقتی با gf/bf ات به هم میزنی نه حرص بخور نه ناراحت شو نه بی تربیتی کن
بذار بره
فقط 2 ساعت بعد بهش اس بده بگو داری چند تا اس عشقولانه برام بفرستی ؟
لازم دارم!
*********************************
یکی از بچه ها ازم پرسید به قیافه ام میخوره چند سالم باشه ؟
گفتم : 27 سال
ناراحت شد گفت : 22 سالشه .
گفتم : 5 سال دیگه به حرفم میرسی ، ببین کی گفتم !
*********************************
فحش رکیکی که ما پسرا به هم میدیم
ارزشش صد برابر اون عزیزمیه که بعضی دخترا از رو حسادت به هم میگن !
*********************************
دیشب بچه فامیلمون پیانو میزد یکی دیگه شونم گیتار !
منم سعی میکردم با تغییر ریتم دست زدن از 2 به 3 انگشتی، هنرمُ به رخ جمع بکشم!
*********************************
با گوشی سامسونگ هم میشه جلو آینه عکس گرفت ؟
یا فقط باید آیفون باشه ؟
*********************************
دخترای ایرانی دو دسته ان :
دسته اول که اصن حرفشو نزن !
دسته دوم که هیچی دیگه !
*********************************
مباحث اساسی عید دیدنی:
1-گیر دادن به زن نگرفتن پسرها
2-خواستگار معرفی کردن به دخترها
3-گیر دادن به بچه دار نشدن زوج ها
4-تورم
5-کلاه قرمزی
*********************************
نحوه روبوسی عید :
ﺍﻭﻟﯽ : ﺑﻪ ﺑﻪ ﺑﻪ ﺳﻼﻡ ﺳﺎﻝ ﻧﻮ ﻣﺒﺎﺭک
ﺩﻭﻣﯽ : سلام ﺳﺎﻝِ “ﻣــﺎﭺ” ﻧُﻮِ “ﻣـــﺎﭺ” ﺷﻤﺎﻫﻢ “ﻣــــــﺎﭺ” ﻣﺒﺎﺭک !
*********************************
مورد داشتیم به طرف گفتن از آرزوهات بگو
شروع کرده از ما حرف زدن !
بهله !
*********************************
به دوست دخترتون بگین :
عکستو گذاشتم بک گراندِ موبایلم
یعنی محاله ازتون تشکر کنه ها !
فقط میپرسه : کدوم عکسمو گذاشتی !؟
*********************************
یارو میره خونه ش می بینه یه مرد لخت از جلوش رد شد از پنجره رفت بیرون
از زنش می پرسه کی بود ؟
زنش میگه : خستگیم بود ، در رفت ت ت ت ! :))
*********************************
یه دعا میکنم بلند بگو آمین
خدایا تو این ایام دم عیدی صورت هیچ جوونی جوش نزنه :|
*********************************
بچه فامیلمون هنوز تو شکم ننشه رفتن براش ماشین برقی خریدن
اونوقت ما تا راهنمایی با متکا و پتو براخودمون ماشین درست میکردیم
یه کاسه ام نقش فرمونو ایفا میکرد !
تازه وقتایی که زیادبودیم به صندلیاش اضافه میکردیم
با بچه ها دسته جمعی میرفتیم مسافرت ، کلی ام حال میداد :|
*********************************
دیگه شورشو در آوردن
اول میگفتن mersi
بعد شد merc
بعد شد mer۳۰
بعد شد mer۲۰+۱۰
دیروز یکی برام پیغام فرستاده ۱۰-۱۵+{۲ (mer{ (۱۰+۴۰
فکر کنم ۲ سال دیگه معادله ۶ مجهولی و انتگرال میفرستن!
خب بگو ممنون چه کاریه عاخه :|
*********************************
ﺩﺳﺘﺖ ﮐﻪ ﺑﻠﺮﺯﺩ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﯽ
ﭘﺎﯾﺖ ﮐﻪ ﺑﻠﺮﺯﺩ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﯿﺮﻭﯼ
ﺩﻟﺖ ﮐﻪ ﺑﻠﺮﺯﺩ …
ﺍﺳﻬــــــــﺎﻝ ﺩﺍﺭﯼ
ﺍﺳﻬـــﺎﻝ !
ﺍﻟﮑﯽ ﻓﺎﺯ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺑﺮ ﻧﺪﺍﺭ ! :))
*********************************
دختره سوسک مرده ببینه ، با دعای پدر و مادرش از تو کما در میاد !
اونوقت تو پروفایلش نوشته :
به من دل نبند … وحشی تر از اونم که رامم کنی !
*********************************
خلبان هواپیما توسط میکروفن به مسافرین خوش آمد میگفت
ناگهان فریاد زد : خدایا کمک کن !
سکوت مرگباری کل هواپیما را فرا گرفت
دوباره صدای خلبان آمد که گفت:
مسافرین عزیز پوزش میطلبم…مهماندار قهوه داغ را روی شلوارم ریخت!
یکی از مسافرین بلند شد و فریاد زد:
کصاااافظ…فقط بیا ببین شلوارهای ما چه بلایی سرشون اومده !
*********************************
ایرانسل ، ساعت 7 صبح:
تنها با 500 تومان برنده خودروی بی ام و باشید
ایرانسل ، ساعت 2 ظهر :
تنها با 250 تومان از تیم محبوبتان حمایت کنید
ایرانسل ، ساعت 12 شب :
شما یک آهنگ پیشواز رایگان برنده شدید.هنوز دیر نیست برای شرکت در قرعه کشی.تنها با 100 تومان
ایرانسل ، ساعت 4 صبح :
به من بگو پس با اون 5000 تومنی که امروز خطت رو شارژ کردی میخوای چیکااااااااااااار کنی !؟
*********************************
آبادانیه زنگ میزنه ب اوباما میگه:
میخوایم با شما بجنگیم!
اوباما:چند نفرید؟
آبادانی: مو و دوتا کوکام و سه تا پسر عاموهام
اوباما : شما 6نفرید،ما 5میلیون سربازیم،چطور با ما میجنگید !؟
آبادانی : فکر میکنوم جواب میدم
بعد از چنددقیقه تماس گرفت و گفت :
ما نمی جنگیم
اوباما : ترسیدید !؟
آبادانی : نه ولک ، جا برا دفن 5 میلیون نفر نداریم ! :))
*********************************
بابام هر روز صبح ساعت 6 میره دو ساعت توی صف نون صبر میکنه نون میگیره میاره!
بعد میبینی شروع میکنه برش دادن نون ها و قرار دادنشون توی کیسه!
مرحله آخر یهو میبینی در فریزر رو باز کرد و نون ها رو گذاشت توش
و یه کیسه نون قدیمی فریز شد رو میاره بیرون میزاره لای سفره :|
تمام عمرمون نون دو روز قبل رو خوردیم با اینکه هر روز نون تازه میخریم :|
شنبه 03 اسفند 1392 :: 09:13 :: نويسنده : taranomkazazi
من به اندازه يک مجلس ختم، دوستاني دارم!
چه رفيقان عزيزي که بدين راه دراز
بر شکوه سفر آخرتم، افزودند
اشک در چشم، کبابي خوردند
قبل نوشيدن چاي،
همه از خوبي من ميگفتند
ذکر اوصاف مرا،
که خودم هيچ نمي دانستم
نگران بودم من،
که برادر به غذا ميل نداشت
دست بر سينه دم در استاد و غذا هيچ نخورد
راستي هم که برادر خوب است
گر چه دير است، ولي فهميدم
که عزيز است برادر، اگر از دست رود
و سفربايد کرد،
تا بداني که تو را ميخواهند
دست تان درد نکند،
ختم خوبي که به جا آورديد
اجرتان پيش خدا
عکس اعلاميه هم عالي بود،
کجي روبان هم،
ايده نابي بود
متن خوبي که حکايت مي کرد
که من خوب عزيز
ناگهاني رفتم
و چه ناکام و نجيب
دعوت از اهل دلان،
که بيايند بدان مجلس سوگ
روح من شاد کنند و تسلي دل اهل حرم
ذکر چند نام در آن برگه پر سوز و گداز
که بدانند همه،
ما چه فاميل عظيمي داريم
رخصتي داد حبيب،
که بيايم آنجا
آمدم مجلس ترحيم خودم،
همه را ميديدم
همه آنهايي،
که در ايام حيات،
نمي ديدمشان
همه آنهايي که نمي دانستم،
عشق من در دلشان ناپيداست
واعظ از من مي گفت،
حس کميابي بود
از نجابت هايم،
و از همه خوبيهام
و به خانم ها گفت:
اندکي آهسته
تا که مجلس بشود سنگين تر
سينه اش صاف نمود
و به آواز بخواند:
” مرغ باغ ملکوتم ني ام از عالم خاک چند روزي قفسي ساخته اند از بدنم”
راستي اين همه اقوام و رفيق
من خجل از همه شان
من که يک عمر گمان ميکردم تنهايم و نمي دانستم
من به اندازه يک مجلس ختم،
سهشنبه 08 بهمن 1392 :: 20:09 :: نويسنده : taranomkazazi
زندگینامه: میر جلال الدین کزازی (1327-)
کتاب > نویسندگان و مولفان- همشهری آنلاین:
میر جلال الدین کزازی در سال ۱۳۲۷ در کرمانشاه به دنیا آمد
وی در خانوادهای فرهنگی چشم به جهان گشود و خوگیری به مطالعه و دلبستگی به ایران و فرهنگ را از پدر فرا گرفت.
کزازی دوره دبستان را در مدرسه آلیانس کرمانشاه گذراند و در دوره دانش آموزی با زبان و ادب فرانسه آشنا شد.
سپس دوره دبیرستان را در مدرسه رازی به پایان برد و برای ادامه تحصیل در رشته زبان و ادب پارسی به تهران رفت و در دانشکده ادبیات فارسی و علوم انسانی دانشگاه تهران دورههای گوناگون آموزشی را سپری کرد و در سال ۱۳۷۰ مدرک دکتری خود را در این رشته اخذ کرد.
او از سالیان نوجوانی نوشتن و سرودن را آغاز کرد و در آن سالیان با هفتهنامههای کرمانشاه همکاری داشت و آثار خود را در آنها به چاپ میرساند.
وی عضو هیات علمی در دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی وابسته به دانشگاه علامه طباطبایی است. او افزون بر زبان فرانسوی که از سالیان خردی با آن آشنایی یافتهاست، با زبانهای اسپانیایی و آلمانی و انگلیسی نیز آشناست.
کزازی دهها کتاب و نزدیک به 300 مقاله نوشته و در همایشها و بزمهای علمی و فرهنگی بسیار در ایران و کشورهای دیگر سخنرانی کردهاست.
وی مدتی نیز در اسپانیا به تدریس ایرانشناسی و زبان پارسی اشتغال داشته است. گهگاه شعر میسراید و تخلص او در شاعری زُروان است.
برخی از افتخارات دکتر میر جلال الدین کزازی:
جایزه بهترین کتاب سال برای ترجمه انه اید اثر ویرژیل در سال 1369
جایزه نخست پژوهشهای بنیادین هجدهمین جشنواره خوارزمی برای نامه باستان در سال 1383
چهره برگزیده استان کرمانشاه در سال 1384
چهره ماندگار در ادب و فرهنگ در سال 1384
نشان زرین و سپاسنامه از بزرگترین انجمن ادبی و فرهنگی یونان، پارناسوس، به عنوان برجسته ترین ایرانی در گسترش و شناسانیدن فرهنگ و ادب یونان در سال 1384
پژوهشگر برگزیده در دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی دانشگاه علامه طباطبایی در سال 1385
سهشنبه 08 بهمن 1392 :: 20:07 :: نويسنده : taranomkazazi
میرجلالالدین کزازی به این پرسش که چرا به فارسی سره سخن میگوید، پاسخ داد.
این استاد زبان و ادبیات فارسی که به گفته خودش، دو دههای هست که به جز کلمههای پارسی کلمهای دیگر به کار نبرده است، در سالگرد تولد 65 سالگیاش در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در کرمانشاه، به پرسشی که شاید بسیاری از افراد دوست دارند درباره آن بدانند پاسخ داد؛ اینکه چرا جز کلمههای فارسی از کلمههای زبانهای دیگر استفاده نمیکند.
کزازی میگوید: دو دهه پیش باور کردم که میتوان به یاری زبان پارسی شتافت تا از گزند و آسیب روزگار در امان باشد؛ از همینرو بر آن شدم تا بدین شیوه گفتن و نوشتن را آغاز کنم.
این نویسنده و پژوهشگر میافزاید: این شیوه گفتن و نوشتن نمونهای سنجیده و به آیین از ادب و زبان پارسی را برای دوستداران این زبان به یادگار مینهد.
با فارسی سره گفتنهایش میشناسیمش، با اینکه کسی کلمات غیرفارسی و عربی و فرنگی را با صدا و آوای او نشنیده است. با لبخندهای آرام و چهرهای فراخ، با کلمات دشوار فارسی کمتر شنیدهشدهای که به زبان میراند، میشناسیمش. با کتابهایی که آغازش نوشته به ترجمه "میرجلالالدین کزازی" میشناسیمش، با شعرهایی که نام شاعر در پایانش با تخلص "زروان" آمده است. او را با پشتیبانی که از ایرانزمین و آریاییها و ادب پارسی و تمدن ما میکند، میشناسیم، با "کرمانشاهان" بلند و بااقتداری که میگوید. کزازی یعنی آب و آیینه، بیکران سبز، پارسا و ترسا، رخسار صبح، نامه باستان، دیدار با اژدها و چندین ده کتاب دیگری که نوشته است، کزازی یعنی صدها ترجمه از انه اید و ویرژیل و ایلیاد و اودیسه هومر و افسانهها و حماسههایی از سراسر جهان که او بازگردانده است. او آدمی است که اسپانیایی و فرانسوی و آلمانی و انگلیسی میداند و باز اینطور پارسی سخن میگوید.
میرجلالالدین کزازی متولد ۲۸ دیماه سال ۱۳۲۷ در کرمانشاه است و این روزها تولد 65 سالگیاش است با سالها نوشتن و سرودن و خواندن و ترجمه کردن.
سهشنبه 08 بهمن 1392 :: 20:05 :: نويسنده : taranomkazazi
خبرگزای فارس- مهناز سعیدحسینی، مصطفی وثوق کیا: میرجلال الدین کزازی نامی شناخته شده در ادب فارسی است. او را با شاهنامه پژوهی و علاقه به ادب کهن پارسی میشناسند. همچنین او به پارسی سخن گفتن و به گفته خودش پیراسته و پالوده گفتن شهره است. کتابهای او که مجموعهای بسیار قابل ملاحظه هستند از شعر و داستان و مقاله بگیرید تا کتابهای درسی همه به همین شیوه نوشته شده است و کار واژههای فارسی این استاد زبان و ادبیات به جایی رسیده است که اخیرا فرهنگ واژگانی، واژههای مورد استفاده او کتابی شده است قطور که انتشارات معین آن را چاپ کرد.
به سراغ میرجلال الدین کزازی در منزلش رفتیم و با او از زندگی شخصیش و ماجراهایی که از دوران کودکی او را به استاد کزازی امروز رسانده است، سخن گفتیم. خاطرات کزازی شیرین و خاطره انگیز بود و فضای دلپذیر اتاق کارش که پنجرهای به بیرون و گلها و درختان مصفا داشت و داخل اتاق نیز با کتابخانهای پر و پیمان و تقدیرنامهها و هدایای او پر و پیمانتر شده بود، این گفتوگو را دلچسبتر کرد.
کتابخانه این استاد شاهنامه پژوه پر بود از انواع چاپهای شاهنامه که در نفاست و زیبایی به هم پهلو میزدند. دیوارها هم اندکی از تقدیرنامههای این استاد زبان و ادبیات فارسی را در دل خود جای داده بود که به انتخاب همسر بر قاب دیوار نشسته بودند و این همه ماجرا نبود... گفتوگوی خواندنی ما را با این استاد زبان و ادب پارسی از دست ندهید:
*خانواده ما را بنیاد گذار آموزش نو در شهر کرمانشاه میدانند
جناب کزازی! ابتدا از دوران کودکی و خانوادهتان میگویید؟
من کرمانشاهی هستم. همه کسانی که من را میشناسند این را میدانند. در دی ماه سال 1327 در کرمانشاه در خانوادهای که بنیادگذار فرهنگ و آموزش نو در این شهر شمرده میشود، به جهان آمدم. یکی از نام آوران دودمان ما روانشاد سیدحسین کزازی است که او را به گناه اینکه نخستین آموزشگاه دخترانه را در کرمانشاه به وجود آورده بود، شبی به ناگاه در پس کوچهای با تپانچه تیری زدند و کشتند. خواست من از این یادکرد این سخن آن بود که روشن بدارم که چرا خانواده ما را بنیادگذار آموزش نو در شهر کرمانشاه میدانند. من در چنین خانوادهای زادم و بالیدم و پروردم. پدرم روانشاد سیدمحمود کزازی از بلندپایگان در اداره داریی کرمانشاه بود و این اداره ادارهای نه چندان دلپسند است چون باید از مردم باج و مالیات بستانند اما آن چنان پدر با مردم به مهر و ادب و فروتنی رفتار میکرد که هنگامی که در گذشت به گونهای شد که کرمانشاه از درد و اندوه و سوگ به شور آمد و بر آشفت.
**در بین آشنایان به کتابخوانی زبان زد بودم
روانشاد پدر سخت دلبسته تاریخ و فرهنگ ایران و پیشینه نیاکانی بود. به ادب پارسی دلبستگی بسیار داشت. گه گاه شعری میسرود. کتابخانهای را فراهم کرده بود که شاهکارهای ادب ایران و جهان به بسندگی در آن دیده میشد. من و دو برادر و خواهرم را از همان سالیان خردی با کتاب آشنایی میداد و به خواندن کتاب برمیانگیخت. به گونهای که از آن زمان که من خواندن توانستم، کتاب یار و همراه و غمگسار من بود. هر زمان که میتوانستم کتاب میخواندم به گونهای که خویشان، دوستان،و آشنایان زبان زد شده بود این سخن که ما هرگز فلانی را ندیدهایم، مگر آنکه کتابی در دست دارد.
به هر روی روانشاد پدر چون مرد فرهنگ و ادب و اندیشه بود، حتی برنامههایی را در خانواده سامان میداد؛ برنامههای فرهنگی ادبی که خویشان و آشنایان از آن بهره میبردند. در آن زمان بازار دید و بازدید و مهمانی بسیار گرمتر از امروز بود. دستکم ماهی یکی یا چند بار مهمانیهای بزرگ سامان داده میشد یا خویشان و وابستگان میآمدند یا دوستان. این برنامهها در این مهمانیها فرا پیش همگان قرار داده میشد. روانشاد پدر یکی از نخستین دستگاههای ضبط صوت را که به کرمانشاه آورده بودند، خرید. اما این دستگاه دستگاهی فرهنگی شد. به انگیزههای گوناگون. بیشتر در جشنهای زادسال ، برنامههایی را به شیوه آوایی فراهم میکرد با این دستگاه. نخست خود متنی را مینوشت، به من و فرزندان دیگر میداد، ما در آن میخواندیم و هر زمان هم نیاز بود، پخش میشد.
سهشنبه 08 بهمن 1392 :: 20:04 :: نويسنده : taranomkazazi
فرهنگ واژگان ساختهشده و بهکارگرفتهشده توسط میرجلالالدین کزازی منتشر شد.
به گزارش ایسنا، کتاب «فرهنگ پارسی؛ بر پایه واژگان نژاده و ناب برساخته و در پیشنهاده و بهکارگرفته دکتر میرجلالالدین کزازی» به همت سیمین حلالی تدوین و از سوی نشر معین منتشر شده است.
به گفتهی حلالی، تمام لغتهای میرجلالالدین کزازی که در نوشتهها و ترجمههایش استفاده میکند، گردآوری شده و در قالب این کتاب منتشر شده است. کتاب مجموعهای از لغتهای کاملا فارسی است که واژگان عربی و دیگر زبانها در آن دخل و تصرفی نداشته است. همچنین بعضی از واژگان آمده در این فرهنگ لغت در میان واژگان ساختهشده یا استفادهشده توسط کزازی نیست، اما به علت کاملا فارسی بودن آنها در « فرهنگ پارسی» آمده است.
همچنین میرجلالالدین کزازی دربارهی واژههای این فرهنگ به خبرنگار ایسنا گفت: خانم سیمین حلالی واژههای برساخته و بهکار گرفتهشده در کتابها و جستارهایم را در این فرهنگ آورده است. واژههای آمده در این فرهنگ بر چندگونه است؛ یکی واژههایی است که برساختهی من است و نخستبار در زبان فارسی به کار گرفته شده است و پیشینهای در زبان فارسی ندارد. دو دیگر واژههایی است که در متنهای کهن پارسی اندک به کار گرفته شده است، اما از آن پس دیگر کاربرد نیافته است. من هر زمان نیاز بوده است، این واژهها را به کار گرفتهام. این دو گونه واژهها در این فرهنگ آمده است.
او افزود: سومین گروه هم واژههایی است که من در کتابها و جستارهای خود آوردهام، اما در آن دو گونه یادشده جای نمیگیرند. این گونه نامها و اسمهایی است که با ترکیبهایی ساختهام. پدیدهآورندهی فرهنگ این واژهها را نیز در کتاب آورده است. این کتاب فرهنگی درازدامن است که به نزدیک 900 رویه (صفحه) میرسد.
کزازی در پاسخ به این سؤال که آیا اطلاعی از شمار واژههایی پارسی ساخته و به کارگرفتهشده از سوی خودش دارد یا خیر، گفت: شمارش بسیار سخت است، من هم آماری نگرفتهام. اما آنچه میتوانم گفت، خانم حلالی نزدیک دو دهه از زندگانی خود را در کار فراهم آوردن این فرهنگ کرده است. کتابهای مرا باریکبین خوانده است و واژههای آن را به در کشیده است و در پیکرهی این فرهنگ سامان داده است.
این استاد زبان و ادبیات فارسی همچنین در پاسخ به اینکه واکنشها نسبت به استفادهی او از واژههای صرف فارسی چیست، گفت: واکنشها را در نگاهی فراخ میتوان به دو گونه بخش کرد؛ یکی واکنشهایی دمساز است، دو دیگر واکنشهای ناساز است؛ اما خوشبختانه شمار واکنشهای دمساز بسیار بیشتر از واکنشهای ناساز است. نشانهی برجستهی آن، اینکه بهای کتاب کم و بیش سنگین است، اما آنچنان که ناشر به من گفته است، این فرهنگ با رویکرد دوستداران زبان پارسی همراه شده و یکی از کتابهای پرفروش ناشر شده است. همین که این گرایش به فرهنگ هست، نشان میدهد این امر نیازی در روزگار ما را پاسخ میدهد.
چهارشنبه 03 مهر 1392 :: 15:44 :: نويسنده : taranomkazazi
کارهای اشتباهی که چشمتان را ضعیف می کند
شنبه 02 شهریور 1392 :: 11:26 :: نويسنده : taranomkazazi
اوج استفاده مامانم از گوشیش اینه که زنگ بخوره صداشو نشنوه جواب نده ! . . . پسر خالم آیپدشو گذاشته بود رو زمین منم فک کردم از این ترازو دیجیتالاس رفتم روش وایسادم :| هیچی دیگه بیچاره کور شد از بس گریه کرد . . . ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻩ نوشته ﺑﻮﺩ: ﺩﻧﯿﺎ ﺍﮔﻪ ﻣﺮﺩ ﺑﻮﺩ ﺍﺳﻢ ﺩﺧﺘﺮﻭﻧﻪ ﺭﻭﺵ ﻧﺒﻮﺩ! ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ: ﺷﻤﺎ ﺻﺪﺍﺵ ﺑﺰﻥﺟﻬﺎﻥﺑﺒﯿﻨﻢ ﻓﺮﻗﯽ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺘﻮﻥ ﻣﯿﮑﻨﻪ !؟ . . . خنده بر هر درد بی درمان دواست غیر از اسهال ! . . . «تو کز نجابت صدها بهار لبریزی٬ چرا به ما که رسیدی همیشه پاییزی؟ ببین! سراغ مرا هیچکس نمیگیرد٬ مگر که نیمه شبی، غصهای، غمی، چیزی» . . . زندگی یعنی: باید مثل خر درس بخونی دهنت سرویس بشه تا در آینده بتونی مثل خر کار کنی دهنت سرویس بشه ! . . . عروسی های هالیوودی: عروس خانم قبوله عااایاااا؟؟ عروس :با اجازه بچه هااااااامون و همچنین نوه مون که تازه به دنیا اومده! . . . ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﺎ ﻫﺮﺟﺎ ﺳﺨﻦ ﺍﺯ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﺍﺳﺖ ﻧﺎﻡ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﺭﺧﺸﺪ ! . . . دوست دارم خیلى راحت و بى دردسر تو خواب بمیرم،مثل بابابزرگم. نه با جیغ و داد مثل مسافراى اتوبوسش…! . . . ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮﯼ ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺷﺪ: †ﺑﺎﺯﺩﯾﺪﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﻏﺬﺍ ﻭ ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ ﺑﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ .†ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﻣﺠﺪﺩﻥ ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻮ ﺍﻋﻼﻡ ﺷﺪ †ﺑﺎﺯﺩﯾﺪﮐﻨﻨﺪﻩ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻐﺬﯾﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ !†ﺍﯾﻦ ﻫﺸﺪﺍﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﻟﺤﻦ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ : †ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻋﺰﯾﺰ ﺧﻮﺍﻫﺸﻤﻨﺪﯾﻢ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻏﺬﺍ ﻧﮕﯿﺮﯾﺪ !†. . . ﺳﻪ ﺗﺎ ﺯﻥ ﺗﻮﯼ ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻭ ﺳﻪ ﺗﺎﺷﻮﻥ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻬﺸﺖ! ﺩﻡِ ﺩﺭِ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﺎﻣﻮﺭ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﮔﻔﺖ: ﺷﻤﺎ ﺁﺯﺍﺩﯾﺪ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﮑﻨﯿﺪ ، ﺗﻨﻬﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ : ﺭﻭﯼ ﺍﺭﺩﮎ ﻫﺎ ﭘﺎ ﻧﺬﺍﺭﯾﻦ! ﺯﻧﻬﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮﯼ ﺑﻬﺸﺖ. ﺧﯿﻠﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺳﺮﺳﺒﺰ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﺭﺩﮎ ﺑﻮﺩ! ﻫﻤﻮﻧﺠﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺯﻥ ﭘﺎﺵ ﺭﻓﺖ ﺭﻭﯼ ﯾﻪ ﺍﺭﺩﮎ ﻭ ﻟﻪ ﺷﺪ ﻣﺎﻣﻮﺭ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﻫﻤﻮﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﺩ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺭﻭ ﻧﻘﺾ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻨﺒﯿﻬﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺑﻤﻮﻧﯽ ﻓﺮﺩﺍ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯ ، ﺯﻥ ﺩﻭﻡ ﭘﺎﺵ ﺭﻓﺖ ﺭﻭﯼ ﺍﺭﺩﮎ ﻭ ﻣﺎﻣﻮﺭ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺳﺮﯾﻊ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﻫﻤﺮﺍﻫﺶ ﯾﻪ ﻣﺮﺩ ﺯﺷت ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺗﻮﺍﻡ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺭﻭ ﻧﻘﺾ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺑﻤﻮﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺯﻥ ﺳﻮﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺎ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪ ﻭ ﺣﻮﺍﺳﺸﻮ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﭘﺎﺷﻮ ﺭﻭﯼ ﺍﺭﺩﮎ ﻫﺎ ﻧﺬﺍﺭﻩ! ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭﯼ ﮔﺬﺷﺖ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﺩ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺧﻮﺵ ﺗﯿﭗ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺍﻭﻣﺪ ! ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺯﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﭘﯿﺶ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﺑﻤﻮﻧﯿﺪ … ﺯﻥ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﻋﻤﺮﺵ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﻣﺮﺩﯼ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺫﻭﻕ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﻭﺍﺍﺍﺍﯼ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﭘﺎﺩﺍﺷﻢ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ..! ﻣﺮﺩﻩ ﮔﻔﺖ : ﻣﻨﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ! ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺍﺭﺩﮎ ﺭﻭ ﻟﻪ ﮐﺮﺩﻡ سهشنبه 01 مرداد 1392 :: 13:09 :: نويسنده : taranomkazazi
اگه من هنوز ازدواج نکردم .. سهشنبه 01 مرداد 1392 :: 13:07 :: نويسنده : taranomkazazi
کدام قسمت از صورتتان جوش میزند؟!
هر جوش یا لکه در منطقه ای از پوست حاکی از بروز یک بیماری یا مشکل در ناحیه خاصی از بدن است. بنابر این با این نقشه می توانید علت آن را دریابید و برای رفع بیماری خود در زمانی مناسب قدم بردارید.
طب سوزنی در مناطق آسیایی طرفداران فراوانی دارد. این طب که یک طب سنتی است و خواستگاه اصلی آن کشور چین بوده، تا کنون بار ها از لحاظ علمی نیز موفقیت های بسیاری به منظور درمان بیماری های مزمن بدست آورده است.
اطباء با تجربه این طب معتقدند اینکه هر یک از جوش های صورت در کدام منطقه از صورت به وجود می آیند نشان دهنده وجود مشکل در یکی از اندام های بدن است و از طریق طب سوزنی به راحتی می توان این مشکل که خود را از طریق یک جوش نشان داده حل کرد و شاهد عود یک بیماری نبود.
موسسه طب سنتی چین اقدام به طراحی و چاپ یک نقشه از صورت انسان کرده و در حال حاضر می توان این نقشه را در بسیاری از کلینیک های پوست و زیبایی مشاهده کرد.
هر جوش یا لکه در منطقه ای از پوست حاکی از بروز یک بیماری یا مشکل در ناحیه خاصی از بدن است. بنابر این با این نقشه می توانید علت آن را دریابید و برای رفع بیماری خود در زمانی مناسب قدم بردارید.
۱و۲: دستگاه گوارش- برای رفع این مشکل باید غذاهای فرآوری شده کمتری مصرف کنید و همچنین از خوردن غذاهای آماده (فست فود ها) بپرهیزید. میزان چربی را در رژیم غذایی خود کاهش دهید. آب بیشتر بنوشید و غذاهای خنک کننده همچون خیار را بیشتر بخورید.
۳: کبد- جوش یا لک در این ناحیه از صورت نشان دهنده مصرف الکل، مواد غذایی چرب یا لبنیات است. این منطقه همچنین حساسیت غذایی را نشان می دهد لذا بهتر است به مواد تشکیل دهنده آنچه که می خورید نگاهی بیاندازید. برای رفع این مشکلات بهتر است روزی ۳۰ دقیقه ورزش سبک انجام دهید و خواب کافی داشته باشید تا کبد شما استراحت کند.
۴و۵: کلیه ها- هر لکه یا جوشس در اطراف چشم و حتی سیاهی دور چشم نشان دهنده کم آبی بدن است، پس بیشتر آب بنوشید!
۶: قلب- اگر در این منطقه جوش یا لک دارید فشار خون خود را چک کنید، همچنین ویتامین B بدنتان کم است. مصرف غذاهای تند، گوشت و چربی را از رژیم غذاییتان حذف کنید. از آنجایی که این منطقه مستعد باز شدن منافذ پوست است، مطمئن شوید تاریخ انقضاء لوازم آرایشتان نگذشته باشد.
۷و۸: کلیه- باز هم، بنوشید، مصرف نوشیدنی های گازدار، قهوه و الکل را قطع کنید چرا که باعث از دست دادن آب بدنتان می شود. ۹و۱۰: سیستم تنفسی- آیا سیگار می کشید، آلرژی دارید؟ در مناطق آلوده رفت و آمد می کنید؟ اگر هیچکدام از این ها نیست، خوراکی های با طبع گرم را نخورید، کمتر قند مصرف کنید و مدتی در هوای تازه و سالم قدم بزنید. همچنین جوش و لک در این ناحیه نشان دهنده این است که بدن شما قلیایی است، لذا از خوردن مواد غذایی اسیدی همچون گوشت، لبنیات، الکل، کافئین و شکر اجتناب کنید. به جای آن سبزیجات و آب را بیش از پیش در برنامه روزانه تان قرار دهید. یکی دیگر از مسائلی که باعث جوش و لک در این منطقه می شود، استفاده از تلفن همراه آلوده یا بالش آلوده است.
۱۱و ۱۲: هورمون- جوش و لک در این منطقه نشان دهنده استرس و تغییرات هورمونی است. گاهی هر دو این تغییرات اجتناب ناپذیرند، لذا با خواب کافی، نوشیدن آب به اندازه زیاد، خوردن سبزیجات برگدار و پاکیزه نگاه داشتن پوست این اثر را به حداقل برسانید.
۱۳: معده- بیشتر فیبر مصر کنید و با نوشیدن چای گیاهی سم را از بدنتان بزدائید.
۱۴: بیماری- جوش و لکه در این ناحیه نشان دهنده این است که بدنتان برای مبارزه با ویروس ها و باکتری ها تقلا می کند. با مراجعه به دکتر برای مطمئن شدن از مشکل و اینکه آیا بدنتان دچار عفونت شده یا نه به این مشکل پایان دهید، همچنین با خواب کافی، تنفس عمیق، نوشیدن آب فراوان زود تر بهبود خواهید یافت.
بنابر این اگه دفعه بعد جوش یا لکی در صورت خود مشاهده کردید به این نقشه مراجعه کنید و در اسرع وقت بیماری خود را برطرف کنید.
البته ذکر این نکته خالی از لطف نیست که گاهی برخی از جوشها تنها به دلیل مواد غذایی با طبع گرم به وجود می آیند، برای مثال همیشه هم جوش زدن در ناحیه میان دو ابرو نشان دهنده بیماری کبدی نیست.
|
|||
|
|