درباره وبلاگ

به وبلاگ ترنم کزازی خوش آمدید
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
ترنم کزازی
چهارشنبه 02 اردیبهشت 1394 :: 10:20 ::  نويسنده : taranomkazazi       
یه سری هم هستن که هی می گن ما استعداد چاقی داریم. آخه چاقی هم شد استعداد؟ چرا استعداد ریاضی نداری مثلا؟ **********جملات کوتاه طنز*********** آیا می دانید مورچه ها چقدر می خوابند؟ منم نمی دانم تا یک نمی دانم دیگر بدرود **********جملات کوتاه طنز*********** بچه که بودم بابام منو برد استانبول. بعد که بزرگ شدم فهمیدم گولم زده منو برده تبریز؛ تو تاکسی هم آهنگ ابراهیم تاتلیس گذاشته بودن که طبیعی جلوه کنه چند بارم همینطوری رفتیم آمریکا! **********جملات کوتاه طنز*********** یکی از آرزوهام اینه که آینه خونمون با موبایلم به توافق برسن که من دقیقا چه شکلی ام **********جملات کوتاه طنز*********** اگه تو مدرسه یه درس برامون می ذاشتن با عنوان آموزش تقلب هیچ وقت تقلب یاد نمی گرفتیم **********جملات کوتاه طنز*********** بیشتر نوابغ دنیا از بین رفتند، ابن سینا، دکتر حسابی، ادیسون، انیشتین... منم دیگه حال خوشی ندارم **********جملات کوتاه طنز*********** این رستوران ها هر چی با کلاس تر می شن از حجم غذاشون کاسته می شه. یه بار رفتیم یه رستوران، یه نقطه وسط بشقاب بود دورش سس زده بودن **********جملات کوتاه طنز*********** یعنی هر موقع دیدم یه ادکلن ساختن که ماندگاریش اندازه بوی سیره، اون وقت دیگه قبول می کنم که علم پیشرفت کرده **********جملات کوتاه طنز*********** امروز تو خیابون دوتا دختر از کنارم رد میشدن که چشمشون افتاد به تابلو تبلیغات درهای ضد سرقت، بعد خیلی جدی یکیشون به اون یکی گفت: اینا دیگه چقد بیکارن! این همه وسیله تو خونه هست کی میاد در بدزده؟ چند ساعته دارم نون و شامپو میخورم تا راحت بشم! **********جملات کوتاه طنز*********** خیلی دلم میخواست یه بار هم که شده خواب باشم یکی بیاد یواشکی روی من لحاف بکشه چراغ رو خاموش کنه و درو یواشکی ببنده؛ متاسفانه این چیزا فقط تو فیلماس. واقعیت اینه که یکی میاد کولرو خاموش میکنه یکی دیگه لامپ رو روشن میکه درو باز میزاره میره، دو سه نفر میان بالا سرم دعوا میکنن... تنها کسی که یواشکی میاد اونیه که میخواد شارژر رو ببره! **********جملات کوتاه طنز*********** کم کم داریم به ایام هجوم پشه ها نزدیک می شیم، چقدر هم بزرگ شدن ماشالا تو این چند وقت **********جملات کوتاه طنز*********** بعضیا تیپ شون یه جوریه که آدم نمی دونه دارن مسخره بازی درمیارن یا واقعا مد روزه! **********جملات کوتاه طنز*********** اونی که داداش نداره مثل کسیه که بدون سلاح به جنگ میره **********جملات کوتاه طنز*********** یعنی درک و شعوری که استامینوفن واسه تسکین درد آدم داره؛ بعضی از آدما ندارن **********جملات کوتاه طنز*********** دوست داشتن کسی که دوستت نداره مثل اینه که توی فرودگاه منتظر کشتی باشی! **********جملات کوتاه طنز*********** یه نویسنده که اسمشو فراموش کردم تو یکی از کتاباش که اسم کتابش نه یادمه نه مهمه، یه جمله میگه که عین جمله رو بلد نیستم ولی مضمونش خیلی حرف جالبی بود که چیزی ازش تو ذهنم نمونده. شما اگر در سال جدید اون جمله رو سرلوحه زندگی قرار بدی موفق و پیروز خواهی بود! **********جملات کوتاه طنز*********** رفتم شیرینی فروشی یارو جعبه شیرینی رو 180 تا گره زده بهش گفتم داداش اگه می خوای خیالت راحت بشه روش بنویس لعنت بر پدر و مادر اونی که در جعبه رو باز کنه! نمی دونم چرا ناراحت شد گفت اصلا شیرینی نداریم! **********جملات کوتاه طنز*********** تو فرودگاه دیدم یه پسربچه معصوم داره واکس می فروشه. دلم سوخت گفتم برم ازش چندتا بخرم. گفتم چنده؟ پسربچه معصوم گفت 700 هزار تومن. گفتم مگه این واکس رو از چی ساختن؟ گفت این خاویاره احمق؛ واکس نیست! **********جملات کوتاه طنز*********** از خواب پاشدم دیدم کسی خونه نیست. زنگ زدم به مامانم می بینم صدای جیغ و داد و سوت میاد. میگم: کجایین؟ مامانم با خوشحالی: ما اومدیم شهر بازی، تو مگه باهامون نیستی؟ **********جملات کوتاه طنز*********** یعنی هیجانی که تو روشن نگه داشتن گوشی وقتی شارژش یه درصده و می خوای اون رو قبل از خاموش شدن به شارژ بزنی هست، تو خنثی کردن بمب نیست! **********جملات کوتاه طنز*********** یکی از آشناهامون زده تو کار پرورش کرم خاکی. حالا یکی بخواد ازش بخره چی باید بگه؟ سلام آقا کرم داری؟ **********جملات کوتاه طنز*********** سال اسب هم تموم شد و شاهزاده سوار بر اسبم نیومد. حالا امیدوارم امسال با بز و گوسفندش از پشت کوه بیاد دیگه **********جملات کوتاه طنز*********** من چاق نیستم، فقط استخوان بندی شکمم درشته **********جملات کوتاه طنز*********** این سوال سال هاست ذهنم رو مشغول کرده. چرا آتش نشان ها همون طبقه اول نمی شینن که موقع ماموریت مجبور نشن از او میله سر بخورن پایین؟ **********جملات کوتاه طنز*********** هیچی عذاب آورتر از زورکی خندیدن به جوک های تکراری و بی مزه فک و فامیل توی عیددیدنی ها نبود. کاش می شد یه گلوله حرومشون کرد! **********جملات کوتاه طنز*********** گربه ها یه جوری به آدم نگاه می کنن که انگار همه چیو فهمیدن؛ الان هم می خوان برن به همه بگن!

شنبه 22 فروردین 1394 :: 15:38 ::  نويسنده : taranomkazazi       

  از عقابی پرسیدند:

آيا ترس به زمين افتادن را نداری؟
عقاب لبخند زد و گفت :
من انسان نيستم كه با كمی به بلندی رفتن تكبر كنم!
من در اوج بلندی نگاهم هميشه به زمين است ...
 
•••••••••••••••
 
امیدوارم آنقدر خوب باشیم و زیبا زندگی کنیم که وقتی از خط پایان زندگی می گذریم کسی دست نزند
 
•••••••••••••••
 
کسی که شخصیتش برای خودش محترم است
با گناه کردن به آن توهین نمی کند
 
•••••••••••••••
 
بهترین آرایش ها در زندگی :
حقیقت برای لب ها
بخشش برای چشم ها
نیکوکاری برای دست ها
لبخند برای صورت
عشق برای قلب
 
 
•••••••••••••••

مشکل جوامع امروز این است که
به جای اینکه دانش آموزان را مشتاق به یادگیری کنیم
مجبور به یادگیری میکنیم

•••••••••••••••

از لباس کهنه ات خجالت نکش...
از افکار کهنه ات شرمنده باش...

•••••••••••••••

هیچگاه نمی توانید یک اشتباه را دوبار مرتکب شوید
چرا که بار دوم دیگر آن یک اشتباه نیست بلکه یک "انتخاب" است
 
•••••••••••••••

هميشه براى فرداى بهتر تلاش ميكنيم ولى وقتى فردا مياد به فردا بهترى مى انديشيم...!
پس بگذار امروز بهترى داشته باشيم!

•••••••••••••••

این دیگر چه معمایی است که
هیچکس مرا درک نمیکند ولی همگان مرا می پذیرند

•••••••••••••••

یکی از بازی های محبوب هموطن هامون بازی با آبروی مردمه

•••••••••••••••

مشکل دنیا این است که احمق ها کاملا به خود یقین دارند
در حالی که دانایان سرشار از شک و تردید اند

•••••••••••••••

با هر رفتنی اشك نريز
و با هر امدني لبخند نزن
شايد انكه رفته باز گردد و شايد انكه امده برود
انقدر محكم و مقتدر باش كه با بنيان سست محبت ها و بي مهري ها نلرزی...

•••••••••••••••

گذشت عمر دست تو نيست
اما نحوه ي گذشت ان كاملا به تو بستگي دارد


چهارشنبه 05 فروردین 1394 :: 15:37 ::  نويسنده : taranomkazazi       
در یخچال را باز می کند و پارچ آب را بر می دارد. لیوان را پر از آب می کند، اما به محض نوشیدن اولین جرعه، از نوشیدن ادامه آب منصرف می شود و می گوید: « این دیگر چه طعم بدی است!». اگر شما هم تا به حال در چنین وضعیتی قرار گرفته اید، توجه داشته باشید که پیشگیری بهتر از درمان است، بنابراین در وهله اول باید از ایجادبوی نامطلوب در یخچال جلوگیری کنید و قدم اول برای رسیدن به این امر، رسیدگی و تمیز کردن مرتب قفسه ها و مواد داخل یخچال است. سعی کنید هر روز یک بار به تمام قفسه های یخچال سر بزنید و تاریخ مصرف مواد درون یخچال را کنترل کنید. موادی را که تاریخ انقضایشان نزدیک است یا در آستانه خراب شدن است خارج و زودتر مصرف کنید. اگر ذره ای از مواد غذایی به دیواره های یخچال چسبیده باشد، سریع آن را تمیز کنید. با این حال و با رعایت نکته های ذکر شده، باز هم ممکن است یخچال بعد از مدتی بوی نامطبوع بگیرد. برای برطرف شدن این بو و تمیزی یخچال تان چند گام به شما پیشنهاد می کنیم. گام اول : یخچال را خاموش کنید و از برق بکشید. گام دوم : همه مواد را از یخچال خارج کنید و اگر موادی دارید که سریع خراب می شود، در فریزر بگذارید. قفسه ها و کشوها را بیرون بیاورید و همه آن ها را با محلول آب گرم و جوش شیرین بشویید و بگذارید خشک شود. دیواره ها و همه قسمت های داخلی یخچال را نیز با همین محلول یا با ترکیب آب و سرکه سفید، شست و شو دهید و با حوله ای نرم خشک کنید. گام سوم : شیارها و لاستیک های در یخچال را از قلم نیندازید! اگر ماده غذایی به دیواره های یخچال چسبیده و جدا نمی شود، مرطوبش کنید تا به راحتی جدا شود. گام چهارم : راحت ترین راه برای حذف بوی نامطبوع در یخچال، این است که مقداری جوش شیرین یا قهوه آسیاب شده را درون ظرفی بدون در بریزید و درون یخچال تان بگذارید تا بوی مواد غذایی را از یخچال تان رفع کند یا مقداری قهوه و تکه ای زغال را در یک کیسه توری بریزید و گوشه یخچال آویزان کنید. یک راه دیگر هم استفاده از وانیل است. مقداری وانیل را درون پارچه مرطوبی بریزید و درون یخچال بگذارید تا بوی خوش وانیل، در یخچال تان بپیچد. منبع: شفاآنلاین

یکشنبه 03 اسفند 1393 :: 20:27 ::  نويسنده : taranomkazazi       

 


پ ن پ های جــدیــد و بامــزه

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، طرف زده به شیشه، می‌گه: آقا شما هم می‌خوای گاز بزنی‌؟
می‌گم: پـَـ نه پَــ، من منتظرم نوبتم برسه برم دستگیره پمپ رو لیس بزنم!


پشه نشسته رو پام داره خونمو می‌خوره، دستم رو بردم بالا بزنمش یهو داداشم می‌گه می‌خوای بکشیش؟!
می‌گم: پـَـ نه پَــ، خونش رو خورده می‌خوام بزنم پشتش آروغ بزنه بعدم ببرم بخوابونمش!!


اسپری سوسک کش زدم به سوسکه، سوسکه افتاده به پشت دست و پا می‌زنه... همخونه‌ایم اومده می‌گه داره جون می‌ده..؟
می‌گم: پـَـ نه پَــ، قیافه تورو دیده از خنده ریسه رفته.

رفتم پمپ بنزین به یارو می‌گم ۴۰ تا بزن. می‌گه ۴۰ لیتر؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، ۴۰ قاشق چایخوری.


به دوستم می‌گم فهمیدی مریم جدا شد؟ می‌گه: از شوهرش؟
می‌گم: پـَـ نه پَــ، چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد

از دل درد دارم می‌میرم و جلوی دستشویی دارم پیچ و تاب می‌خورم. بعد ۲ ساعت یارو اومده بیرون می‌گه دستشویی داری؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، دیدم فضای مناسب و دلبازیه اومدم موج مکزیکی تمرین می‌کنم.


به دوستم گفتم برو بالا نردبون لامپ چراغ رو ببند. رفته بالا می‌گه: بچرخونمش؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، تو نگهش دار من نردبون رو می‌چرخونم لامپ سفت شه!

دوستم در یخچال رو باز کرده، دیده هیچی توش نیس، می‌پرسه: واقعا خالیه!؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، هیدنشون کردیم که غریبه‌ها نبیننشون!


می‌گن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟
سرخ پوسته گفت پـَـ نه پَــ، ژاپنه ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم!

دارم رو تردمیل عین چی می‌دوم یکی اومده می‌گه این جوری می‌دویی لاغر کنی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، تمرین می‌کنم واسه نقش آفرینی تو سری جدید می‌گ می‌گ آماده شم...!


پایان نامه م تموم شده زنگ زدم به استاد می‌گه می‌خوای دفاع کنی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، قصد حمله دارم

۲ ساعته از بیرون صدای قار قار می‌آد… داداشم می‌گه گوش کن، انگار صدای کلاغه؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، قناریه هوس کرده متال بخونه!


رفتم درمونگاه، منشیه می‌گه: مریض شمایید؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، من میکروبم، اومدم خودم رو معرفی کنم!

با دوستم رفتیم باغ وحش، جلوی قفسِ شیر وایسادیم. دوستم می‌گه: شیرِه؟
می‌گم: پـَـ نه پَــ، گربه س باباش مرده ریش گذاشته!


داداشم تو خونه خوابیده بود با دوستم از خیابون اومدیم تو خونه، می‌پرسه خوابه؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، رفته رو اسکرین سیور، ماوس رو تکون بدی روشن می‌شه!

داشتم می‌رفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته. برگشتم خونه، در زدم داداشم در رو باز کرده با تعجب می‌پرسه حامد تویی؟! نرفتی باشگاه؟
می‌گم: پـَـ نه پَــ، حامد رسید من دیلیوریشم...


واسه استخدام رفتم یه شرکتی خانومه می‌گه: شما برای آگهی استخدام اومدین؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین!

رفتم دادگستری طرف می‌پرسه شمام شکایت دارید؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، یه خرده برنج داشتم، آوردم با ترازوی عدالت وزن کنم!


رفتم خونه دوستم کامپیوترش خرابه. می‌گم پاورت سوخته کامل! می‌گه یعنی یکی دیگه بگیرم؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، فکر کن سوختگیش جدی نیست، پماد سوختگی بزنی خوب می‌شه!

هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم. آمپولارو دادم به پرستاره. می‌گه بزنم؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!


عکس نیمهٔ راست صورتم رو گذاشتم فیس بوک، اومده می‌گه: عکس نصفه گذاشتی رو پروفایلت؟
می‌گم: پـَـ نه پَــ، توی حراج بودم ۵۰ درصد تخفیف بهم خورده این شکلی شدم

رفتم دم مغازه می‌گم قرص پشه دارین؟ می‌گه واسه کشتنش می‌خوای؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، برا معالجه سردردش می‌خوام!


کمرم درد می‌کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم می‌گه کمرت درد می‌کنه؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، می‌خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.

رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده می‌گه پول رو می‌برین؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، می‌خوام وایسم اینجا هر کس از در اومد بریزم رو سرش شاباش بدم.


دارم به خواهر زاده‌ام دیکته می‌گم... رسیده آخر خط، می‌گه برم سر خط؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، بقیه ش رو روی فرش بنویس!

داشتیم تو خیابون قدم می‌زدیم که یهو صدای ترمز شدیدی اومد و دو تا پا یکی عمودی یکی افقی رفت رو هوا. ملت جمع شدن بالای سر طرف که در این هنگام راننده پیاده شد و در کمال خونسردی گفت: آقا چیزیتون شد؟ طرف هم با همون وضع و صورت خونی مالی در حالی که به سختی نفس می‌کشید گفت: پـَـ نه پَــ، خودمو انداختم زمین از داور پنالتی بگیرم! راننده گفت: نمکدون! منظورم اینه که می‌خوای زنگ بزنم اورژانس؟ طرف گفت: پـَـ نه پَــ، زنگ بزن برنامه نود، عادل اینا کارشناسی کنن آیا صحنه پنالتی بوده یا نه!

تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامانم اومده می‌گه چیزی شکوندی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، شیشه نازک تنهایی دلم بود، صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!

کله صبحی دوستم می‌خواست بیاد با هم درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار. گفت واسه صبحونه؟
گفتم پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!


خواهرم از بیرون اومده خونه می‌بینه پشت سیستمم. می‌گه باز کامپیوترو روشن کردی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه تقویت چشات خوبه!

تو هواپیما نشستم دارم دعا می‌خونم بغل دستیم می‌گه دعا می‌کنی سالم برسی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می‌کنم سقوط کنیم!


مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟!
می‌گم پـَـ نه پَــ، خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن !

به یارو میگم حاجی، بزن تو دنده من هول میدم روشن شه. میگه بزنم ۲ ؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، بزن ۳فوتبال داره !


رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین؟ میگه بال مرغ؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، بال هواپیما، چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم !

پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟
میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم.
میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ می‌گم پـَـ نه پَــ، تمرینی اومدیم مانور !


مامانم سفره پهن کرده بود، بهش گفتم میخوای شام بیاری؟
گفت: پـَـ نه پَــ، میخوام گلای سفره رو آب بدم !

دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم ازراه اومده میگه خوابه؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!


سر سفره عقد، حاج آقا: آیا بنده وکیلم ؟
عروس: پـَـ نه پَــ، متهمی !

به معلممون میگم آقا اجازه هست بریم دستشویی ؟! میگه واجبه ؟!
می‌گم پـَـ نه پَــ، مستحبه !!


همسایمون عروسی داشتن
دوستم خونمون بود هی سروصداشون میومد.د وستم گفت عروسیه؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، همسایمون سرخ پوسته مراسم خاص خودشونه !

دوستم میپرسه تو هم مثل من به طبیعت و دریا و گل و چیزای رمانتیک علاقه داری؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، من فقط به زباله دونی و آشغال و توالت عمومی و چیزای چندش آور علاقه دارم!


مامان و بابام موقع جابه جا کردن مبل یکدفعه ولش کردند رو پام اشکم در اومده، تازه می پرسن دردت اومد؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، از اینکه می بینم رابطه شما دوتا انقدر خوبه و با هم همکاری می کنید، دارم اشک شوق می ریزم!

لپ تاپم رو بردم نمایندگیش، می گم ضربه خورده کار نمی کنه، یارو میگه ضربه فیزیکی؟!
می‌گم پـَـ نه پَــ، یکم بی محلی کردم، ضربه روحـــی خورده.


دارم کمرمو با نبش دیوار می خارونم خواهرم میگه کمرت می خاره ؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، دارم علامت گذاری می کنم واسه خرس ها راهو گم نکنن!

دارم چایی می خورم داغ بود سوختم داداشم می پرسه سوختی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، رفتم مرحله بعد!


به همکارم می گم همین الان یه فیلم باحال دانلود کردم، می گه از تو اینترنت؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، از تو کانال کولر، اتفاقاً پهنای باندشم زیاده، قطعی هم نداره!

رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار!


تو فرودگاه دارم با رفیقم حرف میزنم یارو داره رد میشه میپرسه: شما ایرانی هستین؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، ما چینی هستیم فقط روی ما فارسی ساز نصب کردن!

رفتم دکتر از منشیه می پرسم دکتر هست؟ میگه بله می خوایید برید پیششون؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، اومدم ببینم اگه این وقت شب هنوز تو مطبند، تلاش شبانه روزیشون رو سرمشق زندگیم قرار بدم و برم!


رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، ما پشه ایم اومدیم مهمونی…!

تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم، یارو موتوریه گوشیمو از دستم قاپید. دوستم گفت گوشیتو دزدید ؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، برد سیستم عاملشو آپدیت کنه فردا میاره !


شیشه رفته تو دستم، دارم از درد جیغ و داد می کنم. به رفیقم میگم در بیار، میگه شیشه رو؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، ادای من و در بیار شاد شیم !

تصادف کردم، زنگ زدم ۱۱۰ … پلیسه اومده میگه تصادف کردی؟!
می‌گم پـَـ نه پَــ، اینا همش نقشه بود بیای ببینمت !


یارو با ۱۶۰ تا سرعت زده به یه عابر پیاده، عابره پرت شده ۲۰ متر اونطرفتر افتاده زمین هیچ تکونیم نمیخوره. دوستم میگه یعنی مرده؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، داره تمارض میکنه پنالتی بگیره !

بعد از کلی کلنجار رفتن با شریکم بهش گفتم باید از هم جدا شیم. میگه یعنی جداً از هم جدا شیم؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم
الکی بگم جدا شیم، تو بگی که نمیتونم !


یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید. تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره ؟!
می‌گم پـَـ نه پَــ، آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند. گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند.
می‌گم پـَـ نه پَــ، کچلی را بگرفتند و سرش شانه زدند!


اومدم یه سوسکو تو آشپزخونه بکشم … رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم.

رفتم سوپر مارکت میگم اقا ببخشید یه لامپ۱۰۰محبت کنین. آورده تست کرده میگه میبری؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، همین جا میخورم!


رفتم بانک به آقاهه پشت میز میگم آقا ببخشید شما صندوق دارین؟
می‌گه پـَـ نه پَــ، هاش بکم!!!

روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم!


دارم تو کوچه راه میرم یه خانمه با ماشین رفت تو چاله آب پاشید همه صورتم و لباسام خیس شد، وایساده میگه وای خیس شدید ؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، دیدم یه خانم محترمی مثل شما رانندگی یاد گرفته... اینا اشک شوقه!

رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم. یارو اومده می‌گه می‌خوای ثبت نام کنی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم و بروم!

 



چهارشنبه 08 بهمن 1393 :: 10:27 ::  نويسنده : taranomkazazi       

 کاریکاتور آرایش, کاریکاتور مفهومی



چهارشنبه 08 بهمن 1393 :: 10:24 ::  نويسنده : taranomkazazi       

 کاریکاتور آرایش, کاریکاتور مفهومی



چهارشنبه 08 بهمن 1393 :: 10:23 ::  نويسنده : taranomkazazi       

 کاریکاتور آرایش, کاریکاتور مفهومی



چهارشنبه 08 بهمن 1393 :: 10:22 ::  نويسنده : taranomkazazi       

 کاریکاتور آرایش, کاریکاتور مفهومی



چهارشنبه 08 بهمن 1393 :: 10:21 ::  نويسنده : taranomkazazi       

 کاریکاتور آرایش, کاریکاتور مفهومی



چهارشنبه 08 بهمن 1393 :: 10:13 ::  نويسنده : taranomkazazi       

 کاریکاتور آرایش, کاریکاتور مفهومی



   
 
   
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران